![]() |
![]() |
|
| وبلاگ شعر و ادبیات م.ا.پاکنهاد |
|
به یقین آخرین پست سال نحس 85 رو دارم مینویسم تو این سال طعم تلخ تنهایی مارکوپولو رو بارها و بارها چشیدم . همیشه فکر میکردم آذر ماه شوم و بد شگونیه که امسال جای خودش رو به دی داد. اواخر سال رو با دلخوشی شیرینی تموم میکنم دیدار با فرامرز سه دهی و دکتر سعید محمد حسنی و رفیق روزهای سختم سردار شمس آوری خبر از سال پر کار و با آرامشی رو برام به ارمغان داره . به بغض پنهان دکترسعید محمد حسنی و سردارش
پشت سرم
زنها
شامپاین غسل تعمید را
در راهروهای تاریک
سلام کرده اند
و من صفحه به صفحه
پاتیناژ لیلی و مجنون میشوم
این کتاب پدر ندارد
از پاکتهای همسایه یک سیگار طلبت
شبها
پشت سرم خالیست
از صدای پای عزرائیل
دود می شودم
خاطرات کاغذهای خوشبو
از رد رژ لبت بگیر
تا خیسی گوشه ی کاغذ آبشخور تنهایی
این پدر گناه ندارد
یتیمان دیگر مظلوم نمی شوند جرمهای نابخشوده را
جملات سخیفی بر سنگفرش هر دیوار نوشته اند
این گناه لذت ندارد
((خانم ببخشید یه لحظه)) را
غلافیدم
خیابان ایستاد
(( خودتون شماره رو خلاص کنید ))
خوی 27/12/85 م.ا.پ (گرگ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 18:15 توسط م.ا.پاکنهاد(گرگ) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دانشجوی مهندسی عمران و اهل خوی و متاهل .عاشق ماهی گیری در ارس
عمران صلاحی یا به قول خودش(ایمران) رو میشناسید من ممدشون هستم(چشمک) احتمالن یه ژنی هم از مارکوپولو گرفتم !! دو سال در استهبان شیراز یک سال در تهران به تازگی هم توانستم انتقالیم را به بندر انزلی بگیرم و .... یه کمی جدی باشیم وبلاگ صرفن ادبی است و نظر ها و پیامهاتون(خواهشن) ادبی باشند ایام به کام |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 آذر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
|
RSS
|